voice of ahwaz : grassroots ahwazi media

 

ایران عرب های اهواز را در حالی که در حال اعتصاب غذا بودند اعدام کرد

30 يناير, 2007







انجمن دوستی بریتانیا و عرب های اهواز

Saturday, January 27, 2007

ترجمه خلاصه از رضا وشاحی

فعال تریت مدافع حقوق زندانیان در ایران، آقای عماد الدین باقی افشا کرد که آقای عبدالامیر فرج الله کعب 26 ساله، در حال اعتصاب غذا بود وقتی که در زندان کارون در روز سه شنبه 2007/01/24 اعدام شد.

او همراه با سه زندانی سیاسی دیگر اعدام شد.

آقای باقی به رادیو فردا گفت که آقی کعب به علت نگه داشته شدن در سلول انفرادی به مدت نزدیک به یک سال دست به اعتصاب غدا زده بود و او اظهار کردکه چهار زندانی از زمان دستگیری تا زمان اعدام در سلول انفرادی قرار داشتند.

آقای باقی همچنین حکومت ایران را متهم کرد که قوانین اسلمی ماه محرم را هم زیر پا می گذارد.طبق قوانین اسلامی کشتن کسی در ماه های حرام جایز نیست.

اسامی کسانی که اعدام شدند به این قرار است:

محمد لازم کعب پور 28 ساله متاهل دارای دو فرزند دانشجوی دانشگاه شوشتر

عبد الامیر فرج الله کعب 26 ساله متاهل دانشجوی دانشگاه شوشتر

علیرضاعساکره 24 ساله مجرد از ماهشهر

خلف دراب خنافره(خزیراوی) 34 ساله متاهل دارای یک فرزند از فلاحیه

آقای فلیپ آلستون گزارش گر ویژه سازمان ملل در مورد مسایل خارج از صلاحیت دادگاه و آقای لئوناردو دسپوی گزارش گر ویژه سازمان ملل در مورد استقلال قاضی ها و آقای مانفرد نوآک گزارش گر ویژه سازمان ملل در مورد شکنجه؛ در یک بینایه مشترک خطاب به دولت ایران در 2007/10/01 وقبل از اینکه اعدام ها صورت بگیرد، گفتند که اعدام 7 نفر اعراب اهوازی را متوقف سازید و به آنها یک فرصت عادلانه در دادگاه علنی بدهید.





|   permalink | Reza Vashahi




ايراني که رئيس جمهور محمود احمدي نژاد معرف آن است

28 يناير, 2007






اين ماه در ايران انتخابات دوگانه شوراهاي شهر و مجلس خبرگان رهبري برگزار خواهد شد. بدينگونه مرحله تازه اي از روياروئي اصلاح طلبان و محافظه کاران در صحن نظامي سياسي سر خواهد گرفت که در برابر گشايش مردم سالارانه اي که خواسته گروه اول است مقاومت مي ورزد. بحراني که در رابطه با ايالات متحده بر سر مسائل هسته اي بالا گرفته فرصتي براي رئيس جمهور احمدي نژاد فراهم آورده است که وحدت ملي را استوار سازد.

مجلس خبرگان رهبري با هشتاد وشش عضو که همگي از ميان روحانيون و براي دوره اي شش ساله برگزيده ميشوند وظيفه سنگين تعيين رهبر انقلاب را بر عهده دارد (که در اصل مي تواند وي را نيز برکنار سازد). ناگزير همين مجلس است که جانشين آيت الله خامنه اي (۶۷ ساله) را در صورت درگذشت وي برخواهد گزيد. اهميت انتخاباتي که در اين ماه برگزار خواهد شد از همين جا سرچشمه مي گيرد و باز صحنه روياروئي اصلاح طلبان، هواداران هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور پيشين و نيز محافظه کاران خواهد شد. اين محافظه کاران بار ديگر موفق شدند صلاحيت نامزدهاي مذهبي ليبرال را به بهانه ناسازگاري با اسلام رد کنند؛ علاوه بر آن محافظه کاران روي دلسردي رقيبانشان که بسيار تضعيف شده اند حساب مي کنند. همزمان، رأي گيري براي گزينش شوراهاي شهر هم انجام خواهد گرفت که يکسال و نيم پس از دستيابي دولت کنوني رئيس جمهور احمدي نژاد به قدرت، محکي براي سنجش محبوبيت وي نيز فراهم خواهد آورد

انتخابات سال ۲۰۰۴، که پيش از آن شوراي نگهبان صلاحيت بخش بزرگي از نامزدهاي اصلاح طلب را به دست آويز «عدم التزام به
اسلام» رد کرده بود، اکثريت محافظه کاري را روانه مجلس کرد. يکسال بعد انتخابات رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد را که تقريبا تا آنزمان کسي در خارج از ايران وي را نمي شناخت بر مسند رياست حکومت نشاند. علي رغم تخلف هائي که نمايانگر دور اول بود اين انتخابات بيش از هرچيز نشان از روي گرداندن بخش مهم کساني از اصلاح طلبان داشت که مستضعفين (بينوايان) ناميده مي شوند.
در دو دوره رياست جمهوري آقاي محمد خاتمي (۲۰۰۵- ۱۹۹۷)، وضعيت طبقات متوسط و فرادست جامعه رونق گرفت. تثبيت نرخ تبديل ارز برپايه دلار، افزايش سرسام آور بهاي املاک و مستقلات، ترميم حقوق کارمندان در جامعه اي که بخش دولتي آن دچار آماس بي توازني است سهمي در رفاه و آسايش اين لايه هاي نوين جمعيت کشور داشت. در عوض وضع تنگدستان زير ضربه خرد کننده تورمي که نرخ آن به حدود ۲۰% مي رسيد رو به خرابي گذاشت. رها شدگان به حال خويش که از سخن پردازي در باره فضائل «گفتگوي تمدن ها» گوششان پر شده بود، به چشم خود مي ديدند که هردم از قدرت خريد آنها کاسته مي شود. لاجرم انتخاب آقاي احمدي نژاد که وعده زندگي بهتري به بينوايان ميداد و مافياي ثروتمندان را نکوهش مي کرد ريشه در همپيماني عملي ميان همين ها و محافظه کاراني داشت که سوداي بازيابي اسلامي سفت و سخت را در سر مي پروراندند. آيت الله خامنه اي پشتياباني خويش را از اين گروه دريغ نداشت، زيرا رژيم سياسي که اصلاح طلبان مي ستودند به چشم وي مظنون به عرفي گري و مخالف ولايت فقيه بود (۱).
اصلاح طلبان در طول هشت سال رياست جمهوري آقاي خاتمي به هيچگونه اصلاحي در دستگاه دولتي دست نيازيدند و هيچ چاره ملموسي براي نظامي که بر درآمد بادآورده نفتي و زمين بازي بنياد گرفته است ارائه ندادند. آيت الله خامنه اي که مي ديد هم در قوه اجرائي و هم در قوه مقننه به مقابله با اختيارات وي برخاسته اند، عزم خويش را استوار ساخت تا قوه قانونگذاري را پس از انتخابات مجلس سال ۲۰۰۴ باز تصاحب کند. وي از پشتيباني استواري در دستگاه قضائي برخوردار بود که محافظه کاران همواره بر آن چيره بوده اند. با انتخاب رئيس جمهور جديد در سال ۲۰۰۵ وي توانست نفوذ تعيين کننده اي بر قوه اجرائي بدست آورد و قدرت خويش را مستحکم گرداند.
بستن روزنامه شرق يکي از دژهاي اصلاح طلبان در سال ۲۰۰۶ و دستگيري آقاي رامين جهانبگلو براي به زانو در آوردن
روشنفکران (که سرانجام با سپردن وثيقه آزاد شد) ظرفيت اعتراضي جامعه مدني را کاهش داده است. از اين پس روشنفکران در جامعه اي که مخالفت سياسي قانوني مقبوليت خود را بسيار از دست داده است خود به سانسور خويشتن مي پردازند. افزايش قيمت نفت در سال هاي اخير بهبود وضع طبقه متوسط جديدي را ميسر ساخته که از ترس بروز بحراني عمده در جامعه که امتيازهاي اقتصادي وي را بر باد دهد، خود را از همه ماجراجوئي هاي سياسي کنار کشيده است.
با تکيه زدن رئيس جمهور تازه بر اريکه قدرت، زير و رو کردن هاي عميق مقام ها در صحن دولت آغاز شد. تمام سلسله مراتب سياسي و نهادين جابجا و چندين هزار مقام را دست بدست کردند. حتي سر پرستان و رؤساي دانشگاه ها هم در امان نماندند و دانشگاهياني را که نزديک به اصلاح طلبان بودند بازنشسته کردند. رئيس جمهور احمدي نژاد که ميدانست قشر غير مکتبي دستگاه دولتي وي را قبول ندارد به فن سالاران حمله ور شد و حتي در پائيز ۲۰۰۶ سازمان برنامه و بودجه که اعتبارات مالي به وزارتخانه هاي گوناگون تخصيص مي داد را منحل کرد؛ اختيارات اين سازمان را به استانداري ها سپرده اند که وابسته به وزارت کشور يکي از دژهاي محافظه کاران است.
وزارت ارشاد اسلامي که وظيفه کنترل رسانه ها و آثار فکري و فرهنگي را بر عهده دارد، در زمان رياست جمهوري خاتمي به نهادي براي ارتقاء فعاليت هاي فرهنگي تحول يافته بود. نه فقط انتشار آثاري که به بررسي جامعه و يا گشايش ميدان سياست مي پرداختند، اما همچنين آثار هنري و فرهنگي بطور اعم چندين برابر شده بود؛ مجوز هاي بسياري براي چاپ نشريات صادر کرده بودند. اما محافظه کاران دستگاه قضائي را همچون وزنه متقابلي براي سرکوبي فعاليت هاي روشنفکرانه مخالف بکار گرفتند. با انتخاب آقاي احمدي نژاد اين وزارتخانه نقش سرکوبگرانه خود را از سرگرفت.
سرانجام رئيس جمهور جديد (در قالب قراردادهائي که به دلار منعقد شده است) مبالغ هنگفتي را ميان جناح هائي از سپاه پاسداران که
پشتيبان وي بودند توزيع کرد (به مطلبي در اين باره در همين شماره نگاه کنيد). چندين ميليارد دلار هزينه ساختن شبکه لوله هاي انتقال گاز را به قرارگاه بازسازي خاتم الانبيا سپرده اند که سازماني وابسته به سپاه پاسداران است. سپاه پاسداران (که مي تواند کالاها را معاف از عوارض و ماليات ها وارد کند و آزادانه در بازار به فروش برساند) به غولي اقتصادي و يکي از بازيگران عمده بخش نفت تبديل شده است. اين گشاده دستي هاي دولت، که بخشي از هوادارانش را در بر مي گيرد، همراه با سياست «چاپ بدون پشتوانه اسکناس» راه را بر تورمي گشوده که با افزايش قيمت مايحتاج اوليه، قدرت خريد تهي دستان را بيشتر از پيش کاهش داده، و بخش بزرگي از تنگ دست ترين اقشار جامعه و طبقه خرده پاي شهري با منابع محدود درآمد را سرخورده کرده است. حال آنکه اينها از رياست جمهوري احمدي نژاد انتظار داشتند که وضع زندگي آنها را بهتر کند.
با اينهمه خود مردم به اعتراضي روياروي برنخاسته اند. بلکه بيشتر دانشگاهيان، روشنفکران و روزنامه هائي با گرايش اصلاح طلبي مانند اعتماد ملي هستند که خويشتن را سخنگوي آنها براي سرزنش سياست اقتصادي و اجتماعي حکومت و افزايش بيکاري ساخته اند. در واقع تنگناهائي که نظام بانکداري امارات عربي متحده (عمدتا در دبي و قطر که حضور بازرگانان ايراني در آنها مهم است) و همچنين سنگاپور زير فشار واشنگتن بوجود آورده اند و نيز سرباز زدن بخش عمده اي از لايه هاي فن سالار از همکاري با دولت آقاي احمدي نژاد، از جمله بخش هائي از محافظه کاران با گرايش «ميانه رو»، حکومت فعلي را گرفتار آزمون سختي ساخته است. با اينکه اکثريت مجلس محافظه کار است با اينهمه همين مجلس ويرا ناگزير ساخت دو وزيري که متصدي وزارت تعاون و وزارت رفاه و تأمين اجتماعي بودند را عوض کند. احتمال اين هم هست که وزيران ديگر هم ناچار به استعفا شوند.
بازگشت به شعارهاي کهنه
حکومت آقاي احمدي نژاد بر پايه همدستي چندين گروه سياسي و نظامي بنياد نهاده شده است. نخست جناح سفت و سخت روحانيوني است که خواستار اجراي مطلق اصل ولايت فقيه اند. در بطن اين گروه که به رهبر انقلاب وابسته اند آيت الله مصباح يزدي اهميت بسزائي دارد. پس از آن جناحي از سپاه پاسداران جاي گرفته است که آرزو دارد ايران را قدرت مسلط بر منطقه سازد. در عوض شاخه ديگر سپاه پاسداران، نماينده جناح تجدد خواه آن و دنباله رو سرتيپ محمد باقر قاليباف شهردار تهران است که نامزد اتنخابات رياست جمهوري بود.
آن ۱۵% جمعيتي که همواره به محافظه کاران رأي داده اند هم به سلايق فرهنگي و مذهبي و هم به دلائل اقتصادي و اجتماعي از رئيس جمهور پيروي مي کنند. اين گروه «کجروي» اصلاح طلبان براي عرفي کردن جامعه و نفي مناسبات اجتماعي سنتي در سطح خانواده، به ويژه روابط ميان پسران و دختران و آزادي زنان را برنمي تابند. با اين حال بخش عمده اي از جوانان به سبب محافظه کاري آقاي احمدي نژاد در مسائل مذهبي و با اجرا نشدن وعده هاي وي در باره بهبود بخشيدن سريع به حال و روز تهي دستان از وي روي گردانده اند. پس از يکسال ونيمي که محافظه کاران حاکميت را بدست گرفته اند تهي دستان ديگر وعده هايش را براي بهبود وضع زندگي خود باور ندارند. با وجود اين فقدان سازمان سياسي و بسيج سست نسل جديد، مخالفت روياروي با سياست هاي وي را دشوار ساخته است.
قدرت فزوني يافته محافظه کاران مخالفان آنها را بر آن داشت تا به يکديگر نزديک شوند. بدينگونه جناح آقاي هاشمي رفسنجاني که مظهر محافظه کاران ميانه رو و اصلاح طلبان معتدل و دست راستي است و نيز جريان هاي ديگر اصلاح طلب که آقاي خاتمي هنور هم نزد آنها از نفوذي اخلاقي برخوردار است و همچنين حجت الاسلام مهدي کروبي، نامزد جناحي از اصلاح طلبان در انتخابات گذشته رياست جمهوري و رهبر کنوني حزب اعتماد ملي دست به دست هم داده اند.
گرچه رژيم از خصلتي دموکراتيک برخوردار نيست (احراز نامزدي در تمام انتخابات موکول به تائيد شوراي نگهبان است که صلاحيت بيشتر کساني را رد مي کند که به چشم شورا «تعهدي به اسلام» ندارند يعني هوادار گشودن فضاي سياسي اند) با اينهمه رنگي از رأي مردمي بر آن خورده است. همين امر در سال ۱۹۹۷ انتخاب نامترقب آقاي خاتمي که به خصوص در مخالفت با اراده
رهبر انقلاب بود را ميسر ساخت.
اما شکست سياسي و اقتصادي اصلاح طلبان به احياي شعارهاي پيشين جمهوري اسلامي مانند ضديت با غرب، جستجوي اسلامي ناب
و سرسخت در جامعه اي انحاميده است که وقفه کوتاه اصلاح طلبان هنجارهاي اسلامي را نزد نسل جديد کمرنگ کرده بود؛ و دست آخر به يافتن جايگزيني براي همپيوندي با غرب از طريق نزديک شدن به محور «مسکو - پکن» راه برده است.
روحانيون محافظه کار مي خواهند از عرفي کردن لجام گسيخته اي که اصلاح طلبان در زمينه فرهنگ، و همچنين در زندگي روزمره براه انداخته بودند روي برتابند. با اينهمه مي کوشند با سنجيدگي آنرا به انجام برسانند. بدينگونه با اينکه مأموران اينها آنتن هاي ماهواره اي را در مجموعه هاي بزرگ مسکوني شهري حمع مي کنند، اما مردم گيرنده هاي تازه اي را دوباره پنهاني نصب مي کنند. با استفاده از تکنولوژي چيني بطور منظم اينترنت را از صافي مي گذرانند، اما ابزارهاي فني ديگري هستند که مي گذارند کاربران اين موانع را دور بزنند. سرکوب گروه هاي فمينيستي را تشديد کرده اند، اما زنان زير بار به حاشيه رانده شدن مهم ديگري نرفته اند؛ حتي رئيس جمهور حضور زنان را در بازي هاي بزرگ فوتبال پذيرفته بود، اما رهبر زير فشار روحانيون محافظه کار به اين مجوز پايان داد. حکومت با شدت بسيار به گروه هاي مذهبي «کجرو» مانند صوفيان در قم يورش مي برد (در سال ۲۰۰۶ خانقاه مهمي که مرکز آئيني درويشان بود را ويران ساختند) اما در همان حال از سرکوب همه گيري که جامعه را [عليه آن ها] بسيح کند پرهيز مي کند.
از سوي ديگر تماشائي بود که رئيس جمهور در اقدام خود براي به زانو درآوردن «مافياي اقتصادي» شکست خورد. و هنگامي که کوشيد مديريت بانک حصوصي پارسيان را عوض کند، قوه قضائي مديران پيشين را به سمت هاي خود باز گرداند و بدينسان انتصابات بانک مرکزي را لغو کرد.
احساس محاصره شدن
آقاي احمدي نژاد موفق شد اصلاح طلبان و جناح «واقعيت نگر» که آقاي رفسنجاني نماينده آنست را تضعيف کند. وي که نامزد انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۰۵ بود و در آن ناکام ماند ميخواست رابطه با غرب را از سر گيرد، از راه مذاکره پرونده هسته اي ايران را رفع و رجوع کند، دست به مدرن ساختن اقتصاد کشور بزند و به ستيزه هاي ميان جناح هاي محافظه کار و اصلاح طلب در دستگاه دولت پايان دهد.
با اينهمه حکومت تازه که سلطه رهبر در آن بلامنازع است از نفاق ها و تفرقه ها برکنار نيست و اتحاد رهبر و رئيس جمهور هر آن ممکنست گسسته شود.
در عوض درباره مسئله هسته اي ميان رهبر انقلاب، رئيس جمهور، جناح درخوري از سپاه پاسداران و محافظه کاران و نيز بخشي از طبقه متوسطي که لائيک، اما در عين حال مخالف آقاي احمدي نژاد است اتفاق نظر وجود دارد. گروه اخير به نام مصالح ملي کشور تکاپوي وي را در راه رسيدن به استقلال هسته اي تائيد مي کنند. اما تهي دستان شايد بجاي سخنراني هاي پر طمطراق ترجيح دهند که وضع معيشتي آنها بهبود يابد، اما چه چاره که سازمان نايافته اند و در رسانه ها صداي شان به گوش کسي نمي رسد.
قطع روابط ديپلماتيک تهران با واشنگتن بيش از ربع قرن پيش رخ داد. از اينرو پرورش نسل تازه نخبگان سياسي و نظامي ايران با گرايش محافظه کاري در ژرفا ضد آمريکائي و حتي ضد غربي است. احساسي برآنها چيرگي يافته است که غرب ميخواهد جمهوري اسلامي را براندازد. ناچار تنها طريق جان بدر بردن را مجهز کردن کشور به فنون هسته اي ميدانند. ايران رسما انکار مي کند که مي خواهد بمب اتمي به چنگ آورد، اما دستيابي به غني سازي اورانيوم را همچون حداقل ناگزيري مي انگارد که براي تضمين استقلال کشور در صورت بروز بحران با غرب بر سر تحويل سوخت و نيز حفظ کيان کشور چون قدرت منطقه اي ضروري است.
[توانائي هاي] اسرائيل، پاکستان و هند که هرسه صاحب بمب اتم و به درجات مختلف هم پيمان ايالات متحده اند، و همچنين فروپاشي اتحاد شوروي و سربرداشتن کشورهاي تازه اي در آسياي مرکزي نزديک مرزهاي ايران که به واشنگتن پيوند خورده اند، و نيز حضور سربازان آمريکائي در عراق و افغانستان، احساس به محاصره افتادن را در رهبران ايران تقويت کرده است.
هرچند رئيس جمهور احمدي نژاد در کشور خود ديگر آنچنان از محبوبيتي برخوردار نيست اما در کشورهاي مسلمان قدر وي را با همه شيعه بودنش مي شناسند. سرزنش هاي وي از سياست آمريکا و سيطره جوئي اسرائيل همدلاني را در «کوچه و بازار هاي کشورهاي عربي» در لبنان، در مصر، در شمال آفريقا و يا در پاکستان پيرامون وي گرد آورده است. يک سويه گري واشنگتن، تطبيق سياست هايش با خط مشي اسرائيل و سر باز زدن اين کشور از شناسائي سرشت مردمي جنبش حزب الله در لبنان و حماس در سرزمين هاي فلسطيني، بسياري از جوامع مسلمان را نگران کرده و در آنجا است که ايران رئيس جمهور احمدي نژاد، غالبا به رغم فرمانرواياني که در مسند قدرت اند، داعيه سخن گوئي اين جوامع را دارد. هدف مدافعه هاي رعد آساي وي درباره زودن اسرائيل از نقشه جهان و نفي نسل کشي يهوديان هم همين است.
در همان زمان، برشمردن ايران در «محور شرارت» توسط آقاي جرج دبليو بوش فضاي مذاکره ميان دو طرف را به حداقل کاهش داده است. قدرت مداران گذشت هاي ناچيز و دير هنگام آمريکا در باره پرونده هسته اي را با بدگماني نگريسته اند. و اقدام به برانگيخن اقوام آذري، بلوچ، عرب و کرد به شورش عليه حکومت مرکزي آنها را قانع کرده است که نميتوانند به ايالات متحده اعتماد کنند (۲). به صورتي تناقض آميز واشنگتن با از ميان برداشتن دشمنان سنتي ايران يعني آقاي صدام حسين در عراق و طالبان در افغانستان، وزنه سياسي و نظامي تهران را سنگين تر کرده است.
مثال کره شمالي که بواسطه دست يابي به جنگ افزارهسته اي «حريم مقدسي از اين کشور ساخته»، موفقيت حزب الله در لبنان، ناتواني آمريکا در عراق و در افغانستان به جائي رسيده که بخش گسترده اي از نخبگان سياسي محافظه کار ايران را قانع کرده است که مي توان روياروي عزم سيطره جويانه واشنگتن پايداري کرد. بهاي افزايش يافته بشکه نفت که رژيم را در برابر يک بحران اقتصادي عمده مصون ساخته به چنين آسودگي خاطري دامن زده است...
امکان تفاهم با چين و روسيه که اولي تشنه نفت و دومي در جستجوي قراردادهاي هسته اي و نظامي است و از سوي ديگر خواسته هردو کشور براي قد علم کردن در برابر ايالات متحده، حتي هم پيماني هاي تازه اي را ميسر ساخته است که دور نيست حفاظي براي ايران در برابر تصميمات خشونت بار شوراي امنيت برافرازد. در چشم انداز هرج و مرج در عراق و ناتواني اسرائيل در کوبيدن مقاومت حزب الله در لبنان احتمال دست اندازي نظامي آمريکا جدي گرفته نمي شود.
از منظري کلي تر، محافظه کاران تمام ظرفيت سياست خارجي را به کار گرفته اند. رفتار آمريکا براي آنها مائده اي آسماني است. هواخواهان آيت الله مصباح يزدي و به ويژه جناحي از سپاه پاسداران اعتقاد راسخ دارند که اوضاع بحراني جز تحکيم موقعيت آنها در جامعه فرجام ديگري نخواهد داشت. چنين اوضاعي به آنها اجازه خواهد داد تا با تکيه بر وحدت ملي اصلاح طلبان را از ميدان بدر کنند و به ايدئولوژي شهادت طلبي و ايثار انقلابي دوران پرشکوه انقلاب اسلامي باز گردند. از اين ديدگاه، بحران در رابطه با واشنگتن نبرد آنان در جبهه داخلي عليه هواداران گشودن فضاي سياسي و در بيرون از مرزها عليه امپرياليسم «کافر و خصم اسلام» را آسان مي سازد.
طبقه متوسط نوپا رژيم حکومت کنوني را قبول ندارد اما بيشتر از آشوب و بي نظمي واهمه دارد و از شبح تجربه انقلابي نسل پيشين و هرج و مرج در عراق بيمناک است. اين طبقه داو خود را بر سر ثبات نهاده زيرا از پيامدهاي افزايش بهاي نفت سود برده است و حاضر نيست به ماجراجوئي دست بزند. از بينوايان هم بگوئيم که وضع زندگي شان بدتر شده است، [با اينهمه] سيه روزي آنان قابل قياس با فلاکت گريبانگير تهيدستان کشورهاي ديگر منطقه، مانند هند و افغانستان و حتي پاکستان نيست. درست است که شبکه هاي توزيع دولتي آنها را هر روز کمتر از روز پيش زير سايه خود ميگيرد، اما يارانه هاي دولتي براي نفت (بهاي يک ليتر بنزين شش سنت يورو است که بسيار از قيمت جاري در منطقه پائين تر است)، براي نان و براي چند مواد خوراکي مورد نياز اوليه ديگر آنها را از بي برگي مطلق برکنار مي دارد.
چنين مي نمايد که در اين اوضاع و احوال چنانچه بحران عمده اي پيش نيايد رژيم در برابر تظاهرات داخلي مهم آسودگي خاطري يافته باشد. و در صورت حمله آمريکا شايد دولت بتواند از عرق ملي مردم بهره جويد و بازهم بيشتر دست و بال ميانه روهائي را ببندد که خواستار گشايش فضاي سياسي و استقرار دموکراسي در جامعه هستند.
پاورقي ها
١- نظريه ولايت فقيه يا «حاکميت عالم علوم ديني» در کانون انديشه آيت آلله روح الله خميني جاي داشت. به تصريح مذهب شيعه جانشيني حضرت محمد به حق متعلق به حضرت علي داماد پيغمبر و وارثان وي است. آخرين وارث، امام محمد که در سال ۸۷۴ «غايب» شد همان مهدي موعود است که براي برقراري حاکميت عدل ظهور خواهد کرد. در انتظار اين ظهور چه کسي بايد امت مؤمنان را رهنمون باشد؟ براي آيت الله خميني اين نقش بر عهده روحانيون («شريعتمداران») و فقيه (عالم الهيات)؛ نايب امام غايب و نماينده خلافت الهي است. اين آموزه به روحانيت قدرت بيکراني بخشيده است. در گذشته و حال بسياري از آيت الله ها به اين آموزه اعتراض داشته اند.
٢- مقاله سليق اس هريسون، «اعتراضات استقلال طلبانه در بلوچستان» را در شماره ماه اکتبر ۲۰۰۶ لوموند ديپلوماتيک بخوانيد.

|   permalink | Reza Vashahi




«ايران مسئول قتل سفير مصر در عراق است»







روزنامه الاهرام چاپ مصر روز يکشنبه ۲۸ ژانويه از قول يک ديپلمات مصری نوشت ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی مسئول قتل ايهاد الشريف سفير مصر در عراق هستند.
اين منبع خبری به روزنامه دولتی الاهرام گفته است که ايران با کشتن اين ديپلمات در نظر داشته است مصر را از صحنه سياسی و ديپلماتيک عراق کنار بزند.
ايهاد الشريف که قرار بود کار خود را به عنوان سفير مصر در عراق آغاز کند، در ماه ژوئن سال ۲۰۰۵، توسط مردان مسلح ربوده شد.
گروه ابومصعب زرقاوی در يک بيانيه اينترنتی، مسووليت کشتن ايهاد الشريف را به عهده گرفت و او را «دشمن خدا و سزاوار مرگ» خواند.
از آنجا که جسد آقای الشريف پيدا نشد، اين ترديد بوجود آمد که اساسا او کشته نشده باشد. مقام های مصری در آن زمان روابط ديپلماتيک خود را با عراق به طور موقت قطع کردند.
علا الحديدی سخنگوی وزارت امور خارجه مصر، در ابتدا گزارش الاهرام را تکذيب کرد و در بيانيه ای گفت دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی را نمی توان مسئول ربوده شدن ديپلمات مصری قلمداد کرد. با اين حال وزارت امور خارجه مصر ساعاتی بعد، تکذيب خود را پس گرفت.
خبرگزاری دانشجويان ايران ايسنا، از قول يک مقام جمهوری اسلامی، گزارش الاهرام را نادرست و «بی پايه »خواند
در همین حال خبرگزاری دانشجويان ايران ايسنا، از قول يک مقام ايرانی، گزارش الاهرام را نادرست و «بی پايه »خواند. اين مقام جمهوری اسلامی گفته است گزارش های اينچنينی، به اعتبار روزنامه ای مانند الاهرام لطمه خواهد زد.
«بيش از ۱۳۲ هزار مامور اطلاعاتی جمهوری اسلامی در عراق»
از سوی ديگر يک سخنگوی سازمان مجاهدين خلق به نام نوروزی در مصاحبه با روزنامه الشرق الاوسط ادعا کرده است که بيش از ۱۳۲ هزار مامور اطلاعاتی جمهوری اسلامی در عراق فعاليت می کنند.
به گفته خانم نوروزی، گروه مجاهدين خلق فهرست نام و نام مستعار اين ماموران به اضافه فهرست حقوق دريافتی آنها از سوی دولت را در اختيار دارند.
اين عضو سازمان مجاهدين خلق همچنين گفته است فهرست اسامی اين افراد، از سوی شبکه مخفی ارتباطی سازمان در ايران تهيه شده است.
«فعاليت ماموران اطلاعاتی ايران در عراق»
موضوع فعاليت ماموران جمهوری اسلامی در سخنرانی سالانه جورج بوش رييس جمهوری آمريکا نيز مطرح شد. آقای بوش از حمايت جمهوری اسلامی از «افراطی های شيعه» نام برد.
پس از آن روزنامه واشنگتن پست در شماره روز جمعه ۲۶ ژانويه از قول منبعی که نخواست نامش را فاش کند نوشت که جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا برای ماموران ايرانی در عراق، «حکم تير» صادر کرده است و از اين به بعد سربازان آمريکايی اجازه دارند در صورت برخورد با اين ماموران، به آنها شليک کنند.
نيکلاس برنز معاون وزارت امور خارجه آمريکا روز جمعه ۲۶ ژانويه گفت :« جرج بوش، رييس جمهوری، و کاندوليزا رايس وزير امورخارجه و رابرت گيتس وزير دفاع به دفعات طی ماه های گذشته تاکيد کرده اند که ما می دانيم که ايرانی ها امکانات و تکنولوژی مواد منفجره را دراختيار شورشيان مسلح عراقی می گذارند. می دانيم که اين تکنولوژی برای هدف قرار دادن نيروهای آمريکای مورد استفاده قرار گرفته شده است».
سفير آمريکا در عراق اخیرا گفت اسناد ومدارکی در اختيار دارد که ثابت می کند ايرانی های بازداشت شده در اربيل از افسران ارشد سپاه قدس پاسداران انقلاب اسلامی هستند
پيشتر نيز زلمای خليل زاد، سفير آمريکا در عراق در ۲۴ ژانويه گفت اسناد ومدارکی در اختيار دارد که ثابت می کند ايرانی های بازداشت شده در اربيل از افسران ارشد سپاه قدس پاسداران انقلاب اسلامی هستند که در قاچاق اسلحه برای شورشيان عراقی دست داشته اند.
آقای خليل زاد گفت: «زمانی که مدارک آماده شد خواهيم گفت که چه داريم، کجا اين افراد را پيدا کرديم، چه کارهايی انجام می دادند و چه چيزهايی از مرز ايران به عراق ارسال می شد. ما در روزهای آينده اين اسناد را منتشر می کنيم.»
دستگيری پنج ایرانی در اربيل عراق
روز بيست و يکم دی ماه، نيروهای نظامی آمريکا به يک دفتر ارتباطی دولت ايران در اربيل واقع در شمال عراق حمله کردند و شش تن از کارکنان آن را دستگير کردند. يکی از دستگير شدگان در فاصله کوتاهی بعد از بازداشت آزاد شد و اکنون، پنج تن ديگر کماکان در بازداشت نيروهای آمريکايی در عراق به سر می برند.
مقام های نظامی آمريکا در عراق می گويند ايرانيان دستگير شده در اربيل، با سپاه قدس که به گفته آن ها اسلحه در اختيار شورشيان عراق قرار می دهد، در ارتباط بوده اند.
جمهوری اسلامی، پنج ايرانی بازداشت شده در اربيل را ديپلمات خوانده و معاون سفير ايران در سازمان ملل متحد نيز گفت که در نامه ای به اين سازمان از آمريکا شکايت کرده و خواهان اقدام فوری سازمان ملل متحد دراين مورد شده است. اما مقامات عراق گفته اند که ايرانی های بازداشت شده مصونيت ديپلماتيک ندارند.
از وين تا اربيل؟
روزنامه اتريشی در استاندارد، روز سه شنبه ۱۶ ژانويه، از احتمال حضور دست کم يکی از عاملان قتل رهبران کرد در در وين پايتخت اتريش در سال ۱۹۸۹، در ميان بازداشت شدگان ايرانی در اربيل خبر داد. گزارش «بازداشت عامل ايرانی ترور رهبران کرد توسط نيروهای آمريکايی»، نخستين بار از سوی راديوی دولتی اتريش منتشر شد. اين راديو، منبع خبر خود را فاش نکرد.
همزمان ماريا برگر سخنگوی وزارت دادگستری اتريش گفت: «اطلاعات در اين زمينه فعلا بر پايه شايعات تاييد نشده استوار است.»
در عين حال خانم برگر گفت در صورت تاييد خبر، وزارت دادگستری اتريش، بر استرداد اين شخص «به طور بسيار جدی» پا خواهد فشرد.


|   permalink | Reza Vashahi




«اعزام ناو هواپيما بر به منطقه، پيام قاطعی به ايران است»









معاون رييس جمهوری آمريکا می گويد با اعزام ناو هواپيما بر دوم خود به خليج فارس، آمريکا خواسته است پيام محکمی به ايران بفرستد.
ديک چينی معاون رييس جمهوری آمريکا روز يکشنبه ۲۸ ژانويه در مصاحبه با هفته نامه نيوزويک گفت هدف آمريکا از اعزام ناو هواپيما بر دوم آمريکا به خليج فارس، فرستادن اين پيام قاطع است که آمريکا در منطقه حضور دارد و با متحدان خود در مقابل «تهديد ايران» همکاری می کند.
آقای چينی بار ديگر موضع رسمی دولت بوش را تکرار کرد که آمريکا در تلاش است اختلاف ها بر سر برنامه هسته ای ايران را از طريق ديپلماسی حل کند. اما به گفته وی، امريکا در عين حال «همه گزينه ها» را در نظر می گيرد.
معاون رييس جمهوری آمريکا گفت: «به گمان من همه کشورهای اين بخش از جهان بر اين باور هستند که آمريکا حامی امنيت آنها است.»
آقای چينی افزود اين کشورها از ما می خواهند که حضور عمده ای (در منطقه) داشته باشيم.»
ما با دوستان و متحدان خود و نيز با سازمان های بين المللی برای برخورد با تهديد ايران، همکاری می کنيم
دیک چینی
ديک چينی در بخشی از مصاحبه خود با اشاره به اعزام دومين ناو هواپيمابر آمريکا به منطقه خليج فارس گفت که اين اقدام پيام قاطعی به سراسر منطقه خواهد فرستاد که آمريکا می خواهد در منطقه حضور داشته باشد و آمريکا به وضوح «توانايی برجسته ای» دارد.
معاون رييس جمهوری آمريکا همچنين گفت: «ما با دوستان و متحدان خود و نيز با سازمان های بين المللی برای برخورد با تهديد ايران، همکاری می کنيم.»
آمريکا ايران را به فعاليت در جهت بی ثبات سازی عراق متهم می کند. جورج بوش رييس جمهوری آمريکا نيز روز جمعه ۲۶ ژانويه جمهوری اسلامی را تهديد کرد که اگر به نيروهای عراقی يا نيروهای آمريکايی در عراق حمله کند، «متوقف خواهد شد».
ديک چينی در پاسخ به اين پرسش که آيا می تواند سناريويی را برای حمله هوايی به ايران تصور کند گفت که مايل نيست در باره اقدام امنيتی «گمانه زنی» کند

|   permalink | Reza Vashahi




آيا ايرانيان عرب ستيز هستند؟






نخستين ميزگرد انجمن ايران شناسی فرانسه در ايران با موضوع "ويژگی های فرهنگ و روحيات ايرانيان" روز چهارشنبه، ۴ بهمن ماه ۱۳۸۵ برابر با ۲۴ ژانويه ۲۰۰۷ در خانه هنرمندان در باغ هنر تهران برگزار شد .
در اين ميزگرد "بوم برژه" (رييس انجمن ايران شناسی فرانسه در ايران)، دکتر منصوره اتحاديه (استاد تاريخ دانشگاه تهران) و حامد فولادوند (مترجم زبان فرانسه و پژوهشگر تاريخ) حضور داشتند. اعلام شده بود که داريوش شايگان نيز در زمره سخنرانان خواهد بود، اما حضور او به جلسات بعدی موکول شد .
بحث درباره فرهنگ و روحيات ايرانيان با اين سخن حامد فولادوند (مجری ميزگرد) آغاز شد که: در فرهنگ غربی آن چنان که فرويد نيز مطرح ساخته، عقده ای به نام "عقده اديپ" وجود دارد که ناظر بر کشتن پدر به دست پسر است، اما کسانی چون فريدون هويدا با الهام از کشته شدن سهراب به دست پدرش رستم، "عقده رستم" يا پسر کشی را مطرح کرده اند و آن را تفاوت ايران و جامعه غرب دانسته اند .
او سپس از بوم برژه خواست که نظر خود را در اين باره و به طور کلی درباره ساختار خانواده در ايران بيان کند.
ساختار پدرسالاری خانواده ايرانی
رييس انجمن ايران شناسی فرانسه در ايران در پاسخ گفت: "از نظر من نويسندگانی چون فريدون هويدا و عباس ميلانی عقده رستم را مطرح می کنند تا يک نوع ارتباط اجتماعی بين نسل ها را بيان کنند؛ ارتباطی که بر مبنای قدر قدرتی پدر شکل گرفته و پسران را وادار می سازد که در مقابل پدر سر تسليم فرود آورند."
او افزود: "در اينجا يک تصوير استعاره ای از پدر را مشاهده می کنيم که به عنوان يک رهبر يا ناجی حتی می تواند بچه های خود را ببلعد و اين اقتدار در تاريخ ايران در وجود افرادی چون رييس قبيله، امام اول يا رهبر مذهبی نيز جلوه گر شده است."
بوم برژه از اين سخن خود چنين نتيجه گرفت که "نظام خويشاوندی در ايران، پدر سالارانه است و اعمال قدرت از سوی پدر و ريش سفيدان زير بنای سازمان اجتماعی است."












او افزود: "ايران از اين حيث بی شباهت به بسياری از کشورهای اروپايی است که در آنها پدر هنگام پيری خانه و ثروت خود را برای فرزندان می گذارد و به گوشه ای آرام می رود." و بلافاصله تصريح کرد: "در جامعه امروز ايران، اين اقتدار پدرانه به چالش کشيده شده و از سوی جوانان رد می شود؛ به گونه ای که شايد بتوان گفت جوان گرايی در کمين ايران نشسته است."
پس از سخنان رييس انجمن ايران شناسی فرانسه در ايران، رفتار ايرانيان در برابر بيگانگان مورد توجه قرار گرفت و بيشتر زمان جلسه را به خود اختصاص داد.
ايرانيان و رابطه بغرنج با بيگانگان
فولادوند در طرح موضوع گفت: "تاريخ ايران تاريخ تهاجمات است. تهاجم يونانيان، عرب ها، ترک ها، مغولان، افغانان و اين اواخر روس و انگليس. در اين ميان ما ايرانيان احساس دوگانه ای نسبت به بيگانگان داريم؛ هم بيگانه ستيزيم و هم به آنها علاقمنديم. در عين حال يک نوع عرب ستيزی هم در ميان ما به چشم می خورد که بيشتر جنبه واکنش دفاعی دارد."
او سپس از خانم اتحاديه خواست تا نظر خود را در اين باره بگويد.
اتحاديه پاسخ داد: "انسان بسياری از خصوصيات فرهنگی خود را از مدرسه و آنچه به او القاء می شود، می گيرد و عرب ستيزی هم از جمله چيزهايی است که به ايرانيان القاء شده است. زيرا اگر درست فکر می کرديم می توانستيم به علت سلطه هزار ساله سلسله های ترک نژاد بر ايران، ترک ستيز باشيم. اما نه فقط ضد ترک نيستيم بلکه ضد مغول هم نيستيم."
او افزود: "در آغاز سده بيستم و شايد کمی پيش تر عده ای از روشنفکران ملی گرا از دوره ايران باستان اسطوره ساختند و القا کردند که اعراب تمدن باستانی ما را از ميان برده اند. بنابراين عرب ستيزی ايرانيان يک چيز ساختگی است که در فرهنگ و خلقيات ما جايی ندارد و می تواند خيلی راحت عوض شود."
خانم اتحاديه به طور تلويحی نظريه "دو قرن سکوت" که دکتر عبدالحسين زرين کوب آن را در کتابی تشريح کرده است، نمونه ای از ين القائات و امری غير تاريخی دانست.
او تصريح کرد: "به طور کلی برخورد ايرانيان با خارجی ها و حتی مللی چون ژاپنی ها (که حضور اشغال گرايانه يا استعماری در ايران نداشته اند) همواره توأم با جاذبه و سوء ظن است و در سده ۱۹ ميلادی در همان حال که از روس و انگليس بدشان می آيد، برای پيشرفت کشور از آنها تقليد می کنند."
خانم اتحاديه دو گانگی موضع ايرانيان درباره خارجی ها را در اين جمله ميرزا ملکم خان خلاصه کرد که "عينک فرنگی را به چشم می زنيد تا قرآن بخوانيد."
تفاخر به ايران باستان
سپس نوبت به بوم برژه رسيد که نظر خود را درباره عرب ستيزی ايرانيان ارايه دهد. او به عنوان شاهد مثال سخنان اتحاديه، گفت که در زمان پهلوی ۱۱ درصد کتاب های تاريخی درباره ايران باستان بوده و اين ميزان پس از انقلاب به يک درصد رسيده است .
او ازاين آمار نتيجه گرفت که "در ايران، تاريخ به صورت انفعالی ضبط نشده بلکه [دولت ها] معنايی را که می خواسته اند به تاريخ بدهند، انتخاب کرده اند."
بوم برژه افزود: "کلماتی مانند ايران، ايرانی و نژاد آريايی که ساخته و پرداخته خاورشناسان اروپايی سده نوزدهم ميلادی هستند، در زمان رضا شاه باب شدند و گرچه نمی توان گفت که چنين چيزهايی واقعيت ندارد اما اروپايی ها آن را رواج دادند."
او سپس با اين يادآوری که "احساس ايرانيان نسبت به بيگانگان مبهم است و در کنار دگردوستی، بيگانه ستيزی هم دارند"، ادامه داد: "از نظر ايرانيان، انگليسی ها منشأ توطئه هستند که البته بی ربط هم نيست؛ روس ها را نيز خشن و مستبد می دانند اما تکليفشان با آمريکايی ها مشخص نيست. هم حس جاذبه شديد دارند و هم دافعه شديد. از يک سو با آمريکا مخالفت می کنند و از سوی ديگر فرهنگ آمريکايی را وارد زندگی خود کرده اند؛ چندان که آشپزخانه ايرانيان به سبک مدرن آمريکايی است و نقشه شهرسازی تهران مانند لس آنجلس است."






افسانه "عرب ستيزی" ايرانيان







آذرتاش آذرنوش از ديگر ايران پژوهان حاضر در جلسه بود که وارد بحث شد و با ارايه مستندات ديگری به تأييد گفته های اتحاديه و بوم برژه درباره القايی بودن عرب ستيزی در ايرانيان پرداخت. او گفت: "من در هيچ منبع تاريخی نديده ام که يک ايرانی، عرب و عربيت و زبان عربی را طعن کند و اين بيت منتسب به فردوسی که "ز شير شتر خوردن و سوسمار، عرب را به جايی رسيده است کار / که تاج کيانی کند آرزو ، تفو بر تو ای چرخ گردون تفو!" کاملا جعلی است و بعدها به اشعار او افزوده شده است."






او به نقش خاورشناسان غربی در القای عرب ستيزی به ايرانيان اشاره کرد و گفت: "خاورشناسان چند بيت شعر شاعران ايرانی را که به نژاد خود باليده اند، جمع کرده و از آن عرب ستيزی و "شعوبيه" به و جود آورده اند و کسانی چون ابن قتيبه و ابن مقفع را نيز شعوبی معرفی کرده اند، حال آن که چند شعر که در طول پنج قرن پراکنده شده دليلی بر عرب ستيزی ايرانيان نيست."
آذرنوش تأکيد کرد: "ايرانيان در طول تاريخ به جای فحش به عرب ها به نژاد ايرانی خودشان نازيده اند و به رغم گفته خاورشناسان و برخی ايرانيان، ما هويتی داشتيم که خيلی راحت و بدون دعوا از مقابل عرب ها و ترک ها رد می شديم. بنابراين نه فقط عرب ستيز نبوده ايم بلکه گاه ايرانی ستيزی کرده ايم؛ چندان که زمخشری به عنوان يک ايرانی در ابتدای کتاب خود می گويد: "خدايا تو را شکر که مرا مجوس قرار ندادی و عرب قرار دادی

|   permalink | Reza Vashahi




توسعه قابليت های موشکی ايران





اظهارات اخير علاالدين بروجردی، رييس کميسيون روابط خارجی و امنيت ملی مجلس شورای اسلامی در جمع اعضای جامعه اسلامی مهندسين درباره گزارش امکان انجام آزمايش موشکی تازه ايران با هدف پرتاب ماهواره مخابراتی به فضا بار ديگر برنامه توسعه ظرفيت های موشکی در ايران را در مرکز توجه محافل تخصصی و سياسی قرار داده است.
مخالفان برنامه های هسته ای ايران در کنار اتهام نظامی بودن هدف های توسعه برنامه های اتمی آن، برنامه های توسعه موشکی تهران را مکمل برنامه های اتمی آن می خوانند.
طبق این اتهامات ايران مصمم به دست يافتن به سلاح اتمی است و بخشی از برنامه های توسعه موشکی آن نيز در نهايت به منظور تامين نيازهای حمل و پرتاب سلاح اتمی صورت می گيرد. اين دسته از افراد با استناد به خصوصيات فنی و ظرفيتهای بالقوه موشکهای بالستيک ميان برد ايران، برنامه "توسعه فضائی" آنرا نيز پوششی برای افزايش برد سلاحهای اتمی می خوانند. ایران همواره چنین اتهاماتی را رد کرده است.
ايران که طی سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ در حین جنگ با عراق بيش از دويست بار مورد اصابت موشکهای بالستيک قرار گرفت، در سال ۱۹۹۵ با توليد موشکهای موسوم به شهاب ۱ با برد ۳۰۰ کيلومتر، به جرگه کشورهای دارای تکنولوژی توليد موشکهای بالستيک پيوست.
توسعه سلاحهای موشکی ايران سريعتر از برنامه های اتمی آن صورت گرفته، بطوريکه قابليتهای موشکی ايران بخش عمده ای از توان حمله و همچنين ظرفيتهای بازدارندگی دفاعی آن به شمار می رود.
با توجه به حساسيتی که برنامه های توسعه اتمی ايران بوجود آورده، ايران با اصرار در دفاعی بودن ظرفيتهای موشکی خود، در سال ۲۰۰۳ اعلام کرد که برنامه افزايش برد موشکهای بالستيک ميان برد خود را به حالت تعلیق در آورده است.
موشک موسوم به شهاب ۴ که هرگز از سوی ايران مورد آزمايش قرار نگرفت در صورت توفيق در پرتاب آزمايشی و با عملياتی شدن می توانست هدفهایی را در "شعاع ۳۰۰۰ مايل" (حدود 5 هزار کيلومتر) مورد اصابت قرار دهد. به اين ترتيب بخش عمده ای از خاک اروپا در برد موشکهای مزبور قرار می گرفت.
طراحی موشکهای شهاب ۴ بر اساس طرح توسعه شهاب ۳ صورت گرفته و مرکب از سه بخش بود. بخش اول اين موشک از روی مدل آزمايش شده شهاب ۳ ساخته می شد. بخش دوم آن بدنه موشک اسکاد بی و بخش سوم اين موشک نيز قرار بود با موتور سوخت جامد تجهيز شود.
قابلیت های موشکی ایران
موشکهای شهاب ۳ ايران ۱۷ متر طول دارد وقادرند کلاهکی به وزن ۱۰۰۰ کيلو گرم را تا مسافت ۱۳۰۰ تا ۱۵۰۰ کيلومتر حمل کنند
اين نوع از موتورهای موشکی را ايران با استفاده از طراحی چينی در داخل توليد و پيش از اين بطور محدود، جداگانه و در قالب آزماشهای موشکی متفاوت مورد آزمايش قرار داده بود.
در ماه ژوئن سال ۲۰۰۶ وزارت خزانه داری آمريکا دارائيهای شرکت چينی موسوم به "صنايع ديوار بزرگ" را که کليه سهام آن متعلق به دولت چين است به اتهام همکاری با صنايع موشکی ايران ضبط کرد. موضوع اتهام متوجه توليد موشکی مجهز به موتور سوخت جامد بود که بر اساس پوسته شهاب ۲ توليد شد و سال گذشته با نام فجر ۳ از سوی نيروی هوائی سپاه پاسداران در ايران مورد آزمايش قرار گرفت. در ايران موشک ديگری با موتور سوخت جامد با نام قدر ۱۱۰ نيز در دست تهيه قرار دارد که گفته می شود تا ۱۸۰۰ مايل (بيش از 2800 کيلومتر) برد خواهد داشت.
تقريبا تمامی موشکهای بالستيک ميان برد ايران، با تغييراتی، تکنولوژی و کاربرد موشکهای شهاب ۳ را دارد، اگر چه ايران در گذشته حتی از موشکهای شناخته شده شهاب ۳ نيز با عناوين متفاوتی ياد کرده منجمله زلزال ۳ که در حقيقت الگوی آن شهاب ۳ بوده است.
وزن موشکهای شهاب ۳ ايران که از سال ۲۰۰۲ توليد آنها در ايران آغاز شده ۱۶ تن و قطر آن ۱.۳ متراست. طول اين موشکها ۱۷ متر طول دارند و قادرند کلاهکی به وزن ۱۰۰۰ کيلوگرم را تا مسافت ۱۳۰۰ تا ۱۵۰۰ کيلومتر حمل کنند.
اين موشکها بر اساس تکنولوژی سيستم پرتابی موشکهای اسکاد روسی آر ۱۱ و با حمايت وسيع فنی روسها ابتدا در کره شمالی توليد شد و بعد با نامهای متفاوت در ايران و پاکستان نيز توسعه يافت. موشکهای اين نسل را که با تفاوتهای جزئی توليد می شوند، در کره شمالی نودونگ ۱ در پاکستان قاری و در ايران شهاب ۳ نام داده اند.
مخالفان برنامه های هسته ای ايران برنامه های توسعه موشکی تهران را مکمل برنامه های اتمی آن می دانند
دقت هدف گيری اين موشکها در ابتدا ۲ کيلومتر بود ولی گفته می شود موشکهای شهاب ۳ ايران با تجهيز آنها به سيستم هدايت شونده به نسبت پيشرفته، قدرت هدفگيری در شعاع ۵۰ متر از هدف را دارند.
موشکی که می تواند بمنظور قرار دادن ماهواره مخابراطی ايران در مدار زمين مورد استفاده قرار گيرد دارای ۳۰ تن وزن و از نوع پيشرفته موشکهای بالستيک موجود ايران است که پیش از این در اختيار نيروی هوائی سپاه پاسداران قرار گرفته است.
اين موشک در صورت عملياتی شدن مشابه موشک تای پو ساخت کره شمالی خواهد بود. موشک تای پو در نوامبر سال گذشته توسط کره شمالی مورد آزمايش قرار گرفت ولی پرتاب موفقی نداشت. ناظران برنامه های توسعه موشکی ايران بر این باورند که بين ايران و کره شمالی همکاری نزديکی در مورد برنامه های توسعه ابزار های پرتابی وجود دارد. کميته تخصصصی سنای آمريکا نيز طی گزارشی که در ژوييه سال ۲۰۰۶ منتشر کرد بر اين نکته تاکيد کرده بود.
ايران از سال ۲۰۰۰ ميلادی با اعلام برنامه توسعه تکنولوژی فضائی اعلام کرد که قصد دارد ماهواره مخابراتی تولید کند

با توجه به ظرفيت بازدارندگی توان موشکی برای، توسعه شعاع پروازی موشکها برای کشور دارنده، می تواند عامل مهمی در محاسبات توان دفاعی آن کشور تلقی شود. کره شمالی با تکيه بر همين نظريه در گذشته مبادرت به آزمايش موشکهایی کرده که برد موثرآنها فراتر از منطقه جغرافيائی آن کشور بوده است.
ايران از سال ۲۰۰۰ ميلادی با اعلام برنامه توسعه تکنولوژی فضائی، اعلام کرد که قصد دارد ماهواره مخابراتی تولید کرده و آنرا با استفاده از موشکهائی که خود توليد می کند در مدار زمين قرار دهد.
سيستم پرتابی مورد نظر ايران برای قرار دادن ماهواره مخابراتی در مدار زمين بر اساس سيستمهای موشکی نظامی طراحی شده و مخالفان، برنامه فضایی اعلام شده ايران را پوششی برای توليد موشکهای قاره پيما با مقاصد نظامی معرفی می کنند.
ايران در سال ۲۰۰۵ ماهواره مخابراطی سينا ۱ را توسط روسيه در مدار زمين قرار داد و ماهواره مصباح، ماهواره دوم ايران بشمار می رود.
مطابق برنامه ای که اجرای آن تاکنون با تاخير مواجه شده، ايران قصد دارد به توليد و پرتاب مستقل پنج ماهواره تا سال ۲۰۱۰ مبادرت ورزد. در صورت توفيق اين برنامه، شرايط ايران در معادلات موازنه قدرت جهانی تغير اساسی خواهد کرد. البته هزينه های اقتصادی و موانع فنی در دستيابی به هدفهای چنين برنامه ای اندک نخواهند بود.
وزن ماهواره ای که بتواند به گرد آوری امواج راديویی و ارسال آن به زمين بپردازد حدود ۳۰۰ کيلو گرم خواهد بود. در صورت توفيق در قرار دادن ماهواره ای به اين وزن در مدار زمين، تغيير طرح دماغه موشک با هدف افزايش وزن دماغه و کاهش نسبی برد آن مشکل نخواهد بود. وزن بمبهای اتمی که براساس طرح نسل اوليه اين بمبها توليد شده اند در حدود ۱۰۰۰ کيلوگرم است.
استفاده بالقوه دو گانه از ظرفيتهای موشکی که هم می توانند مصارف نظامی و هم غيرنظامی داشته باشند، مخالفان برنامه های موشکی ايران را دقيقا در خط مخالفان برنامه های توسعه هسته ای ايران قرار داده است.
منتقدان سياسی ايران با سوء ظن و حساسيت فوق العاده برنامه های توسعه موشکی و اتمی دولت جمهوری اسلامی را را دنبال و با آن تا حد امکان مقابله می کنند

برنامه غنی سازی اورانيوم نيز همانگونه که می تواند در توليد سوخت هسته ای مورد استفاده قرار گيرد، قادر است در توليد بمب اتمی نيز مورد استفاده قرار گيرد.
توسعه همزمان اين دو بخش از تکنولوژی اتمی و موشکی در گذشته توسط ساير کشورها منجمله هند، پاکستان و کره شمالی به تبديل نها به قدرت نظامی اتمی انجاميده است.
به همین دلیل است که منتقدان سياسی ايران با سوء ظن و حساسيت فوق العاده برنامه های توسعه موشکی و اتمی دولت جمهوری اسلامی را دنبال می کنند و با آن مخالفند. اگرچه ايران همواره منکر پيگيری هدف هدف های نظامی در برنامه های اتمی خود شده است.
موشک مورد بحث توسط ايران هنوز مستقلا مورد آزمايش قرار نگرفته، اما اظهار نظر آقای بروجردی از يک سو و از سوی ديگر عدم رد امکان آزمايش موشکی توسط ايشان، گمانه زنی ها در مورد احتمال نزديک بودن اين آزمايش را افزایش داده است.
با توجه به حساسيت فوق العاده آمريکا و اسرائيل در قبال فعاليت های اتمی و توسعه توان موشکی ايران، انتظار می رود که آزمايش موشکی احتمالی توسط جمهوری اسلامی، حتی با تاکيد بر هدفهای غير نظامی آن، روابط خارجی ايران را با بحران تازه ای مواجه سازد، بحرانی که تصور ايجاد آن از ذهن سياست گذاران دولت دور نيست ولی با گشودن حساب بروی آثار مثبت احتمالی آن در داخل، بنظر می رسد که عوارض افزايش فشارهای خارجی ناشی از آزمايش موشکی کم اهميت تلقی شده است

|   permalink | Reza Vashahi




گارد محيط زيست خوزستان كمبود نيرو دارد







خبرگزاري فارس: مدير‌كل حفاظت محيط زيست خوزستان گفت: تعداد نيروهاي اجرايي گارد محيط زيست و امكانات موجود آن‌ها براي



حفاظت بيش از يك ميليون هكتار وسعت منطقه تحت مديريت سازمان بسيار كم است و با استانداردهاي ملي مطابقت ندارد.


هرمز محمودي‌راد امروز در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در اهواز مجموع وسعت تالاب‌ها و مناطق حفاظت شده خوزستان را يك ميليون و 291 هزار و 844 هكتار عنوان كرد و افزود: تعداد نيروي گارد محيط زيست خوزستان (محيط‌بان) براي حفاظت اين مناطق فقط 40 نفر است. وي تصريح كرد: اين در حالي است كه بر‌اساس استانداردهاي سازمان حفاظت محيط زيست به ازاي هر 10 هزار هكتار منطقه حفاظت شده، وجود حداقل يك نيروي محيط‌بان لازم است كه به اين ترتيب براي رسيدن به اين استاندارد جذب حداقل 80 محيط‌بان ديگر براي حفاظت از مناطق خوزستان ضروري است. محموي‌راد با اشاره به اين كه بازسازي پاسگاه‌هاي محيط‌باني به منظور فراهم كردن شرايط زيستي گارد محيط زيست در سال جاري در دستور كار اين اداره كل قرار گرفته است، اضافه كرد: با پيگيري‌هاي مستمر از طريق اعتبارات ملي و استاني نسبت به بازسازي‌، مرمت، زيباسازي و تجهيز واحدهاي پاسگاهي حلوه و دز اقدام شده و به پايان رسيده است. وي اظهار داشت: اين عمليات در واحدهاي منطقه حفاظت شده كرخه نيز با پيشرفت فيزيكي 80 درصد رو به پايان است.



محموي‌راد در مورد ساختار تشكيلاتي اداره محيط زيست در شهرستان‌ها تصريح كرد: علي‌رغم اين كه برخي بخش‌ها در سال‌هاي اخير ارتقا يافته و از طريق تقسيمات كشوري به شهرستان تبديل شده‌اند، اما هنوز در گتوند ، لالي، رامشير، هنديجان و باغملك اداره محيط زيست وجود ندارد كه اين مسئله مشكلات فراواني به خصوص در هنديجان كه از نظر تنوع زيستي، سواحل و حضور پرندگان مهاجر يك منطقه با اهميت بوده، به وجود آورده است.

|   permalink | Reza Vashahi




دادگستري استان خوزستان از اعدام 4 نفر از عوامل بمب گذاريهاي سال گذشته اهواز خبر داد.

24 يناير, 2007



دادگستري استان خوزستان از اعدام 4 نفر از عوامل بمب گذاريهاي
سال گذشته اهواز خبر داد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خوزستان - صبح امروز ( چهارشنبه ) مورخ 4/11/85 با حضور اولياي دم شهدا، 4 نفر از عوامل حوادث تروريستي بمب‌گذاريهاي سال گذشته اهواز كه منجر به شهادت و مجروح شدن تعدادي از هموطنان بيگناه شد، پس از طي مراحل قانوني و تائيد حكم در ديوانعالي كشور در زندان اهواز به دار مجازات آويخته شدند.
لازم بذكر است مراسم اجراي حكم با حضور تعدادي از خانواده شهداي بمب‌گذاريها صورت گرفت.
سه تن ديگر از عوامل بمب‌گذاري‌هاي سال گذشته اهواز نيز 28 آذرماه به دار مجازات آويخته شدند.
انتهاي پيام

|   permalink | Reza Vashahi




Latest

وزارت امور خارجه از رفتار ايران با اقليت ها نگران ...
گزارش سالانه‌ى «گزارشگران بدون مرز» پيرامون وضعيت ...


ایران با انتقادهای سنگین مشهورترین فعال حقوق بشر ر...
اتحادیه اروپا در محکوم کردن اعدام عرب های اهواز در...
هشدار مجدد آمريکا عليه 'مداخله ايران در عراق'
ایران عرب های اهواز را در حالی که در حال اعتصاب غذ...
ايراني که رئيس جمهور محمود احمدي نژاد معرف آن است
«ايران مسئول قتل سفير مصر در عراق است»
«اعزام ناو هواپيما بر به منطقه، پيام قاطعی به ايرا...
آيا ايرانيان عرب ستيز هستند؟

 

Archives

يناير 2007
فبراير 2007

صدای اهواز : دولى

فارسي

عربي

al-ahwaz news

  powered by the green star news agency - grassroots ahwazi media